ميرزا محمد على وفا زواره اى

107

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

ميرزا عبد الوهّاب 67 از نجباى قريهء كجان اردستان ، من مضافات اصفهان ارم‌نشان است . در به دو شباب ، به واسطهء ميل جبلّى و شوق غريزى ، قانع به مساق اهل رستاق نگرديده ، به شهر مزبور ، نقل و تحويل و كمالات رسميّه كه حدّ آدميّت است ، تحصيل نموده . از انواع خطوط ، نسخ را پاكيزه مىنگارد و شكسته را درست مىنويسد . در فنّ سياق ، سردفتر محاسبان ممالك است و مفردهء جرايد هنر را من ذلك . شمس سياق از مساق رقومش عاجز است و حشو افراد رموز جهان را خامه‌اش ، بارز . در اوايل نوروز زندگانىاش كه عمال قوا و حواس در ولايت بدن مشغول عمل شدند ، باقى نقد حيات را فاضل پنداشت و اضافهء جنس زندگانى را حرف بما فيه الزّياده انگاشت . سال‌ها عمر عزيز را به انجام مهام و التزام انتظام امور نتيجة الخوانين العظام « 1 » - حاجى محمّد على خان - كه از اشراف و اكابر اعراب عامرى است ، مصروف داشت و دقيقه‌اى از رسوم اهتمام فرونگذاشت . چون در آن معامله ، خرجش بر دخل افزود و مستوفى ديوان قضا در دفاتر ازلش سعادتى رقم نموده بود ، جمع موجودات را ، افراد باطله يافت و به درگاه اسلاميان پناه سركار شرايع‌مدار ، مقتدى الانام شتافت و طوماروار به سر دويد . « 2 » اكنون به خدمت مزبور ، مشغول و عنايات جنابش را مشمول است . اداى شكر اين نعمت را كه فرض عين و عين فرض است ، جناب مستطابش را همواره به قصايد فصيحه و قطعات مليحه مىستايد و خود را مورد عنايات بلانهايات مىنمايد و هى هذه .

--> ( 1 ) - ( ندارد ) ( 2 ) - طوماروار ، پا به دامن فوز و فلاح پيچيده ، خامه‌آسا خدمت تحرير مصنفات شرعيّه را به سر دويد .